شما اینجا هستید : خانه » آرشیو نشریه » شماره 1 » طلوع حق همچون قطره ای از دریا در مسیر تمدن سازی

طلوع حق همچون قطره ای از دریا در مسیر تمدن سازی

طلوع حق همچون قطره ای از دریا در مسیر تمدن سازی

چرا به فکر راه اندازی یک موسسه با شعار به سوی تمدن اسلامی آن هم در حوزه آموزش افتادید؟

چرا شعار به سوی تمدن اسلامی

شعار موسسه طلوع از روز اول شکل گیری در سال ۹۲، به سوی تمدن اسلامی بوده است. اینکه یک موسسه با این شعار شکل بگیرد شاید خودش برای دیگران جای سوال داشته باشد. شاید لازم باشد بیشتر در مورد علت انتخاب این شعار صحبت کنیم و بعد راجع به اهمیت آموزش.

وقتی کل تاریخ بشریت را از ابتدا تاکنون مرور کنیم دائم واژه ای تکرار می شود : مردم ایران زمین. شنیده اید می گویند این تیم شخصیت قهرمانی دارد؟

شخصیت مردم ایران زمین یعنی هویت جمعی ایرانیان فرهنگ، باورها، مضاف بر همه اینها نگاههای ناب اسلامی و عقلانیت دینی و موقعیت ژئوپلتیک ایران پتانسیل تمدن سازی و تاثیرگذاری بر جهان را دارد و همواره بار اصلی تمدن سازی الهی و معنوی بشریت را بردوش خود کشیده است.

بعد از وقفه ای در تاریخ ایران، انقلاب اسلامی شروع دوباره ای بود برای بازگشت ایرانیان به مسیر تمدن سازی الهی.

هدف تمدن سازی برای هدایت عموم بشریت با دو عنصر اندیشه نظام ساز و انسان تمدنی

مقام معظم رهبری می فرمایند دوره آنکه برای تبلیغ مردم به اسلام و مفاهیم الهی، بلندگو دست بگیریم و تک تک افراد را به اسلام دعوت کنیم، گذشته است. ما باید یک تمدن نمونه و الگو را ایجاد کنیم که مایه الهام بخشی و هدایت فوج فوج انسانها بشود . ایشان می فرمایند هدف نهایی ایجاد یک تمدن است و برای تحقق آن به دو چیز نیازمندیم : اول فکر و اندیشه تمدنی و نظام ساز که در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت عینیت می یابد و دوم کادرسازی و تربیت نیروی انسانی تمدنی مومن به پیاده سازی این افکار و الگوها و کافر به الگوی توسعه رایج غربی موجود.

پیشرفت و تمدن مقدس ترین واژه های یک حرکت انقلابی

پس در حقیقت واژه تمدن و پیشرفت آن کلمه الهام بخشی است که تمام فعالیت های ما را باهم پیوند می زند و یک بردار قدرتمند برای ساخت عصری جدید را بوجود می آورد. در منظومه اندیشه آقا و در نگاه انقلابی این واژه بار معنایی بسیار سنگینی دارد. یعنی کلمه پیشرفت و تمدن سازی میتواند همه فعالیت هایی که در عرصه های مختلف(فکری، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) انجام می شود را در یک مسیر نظام مند و منسجم قرار دهد و به همه فعالیتهای خرد و کوچک جوانان، زنان، مردان،کارگران، پزشکان و مهندسان…. و اقشار مختلف جامعه معنا دهد و تصویر یک کل بزرگ و یک تیم متحد بزرگ را نقش بندی کند.

همه در هر جایی باید خود را مخاطب پیشرفت و تمدن سازی بدانیم   

از روز اولی که موسسه طلوع راه اندازی شد بر این باور بودیم که با بحث تمدن و پیشرفت باید همه آحاد جامعه نسبت برقرار بکنند و نقش خودشان را در این عرصه تعریف کنند و به خاطر همین بود که موسسان مجموعه پیش قدم شدند و مثل قطره ای در دریا شعار به سوی تمدن اسلامی را انتخاب کردند.

نباید برای امثال ما تصور شود که ما یک موسسه کوچک در گوشه ای از شهر در بحث پیشرفت و تمدن سازی چه می توانیم بکنیم.

ما نیتمان این بود که هر مجموعه ای باید جایگاه خودش و نسبت خودش را با تمدن سازی و پیشرفت درک کند. هر خانواده ای هر انسانی و یا هر کودکی هر مسجدی هر هیئتی نگاه کند و ببیند در پازل تمدن سازی که حضرت آقا فرمودند، کجا هستند؟ یعنی اینها چه کار تحولی را ذیل تمدن سازی و پیشرفت میتوانند انجام دهند؟ ما باید بحث تمدن سازی و پیشرفت را از آسمان انتزاع به زمین بیاوریم و همه در این مقوله برای خود نقش پیدا کنند.

پیشرفت برآیند جمعی تلاش همه ما مردم از کوچک و بزرگ است و بار اصلی آن نیز بیش از دولت و ساختارها بر عهده جوانان تمدنی مجموعه های خودجوش مردمی و موسسات مردمی است.

برای همین بود که شعار به سوی تمدن اسلامی انتخاب شد.

 

چرا حوزه آموزش را انتخاب کردید؟

لزوم کاهش شکاف بین مبانی فکری و فلسفی با محیط میدان و جامعه با درگیر نمودن نخبگان با مسائل

لازم است به محورهای اصلی شکل گیری موسسه ذیل این مفهوم و واژه بپردازیم. همانطور که از کلام آقا عرض شد دو محور عمده داریم اول فکر و تفکر نظام ساز و دوم کادرسازی که این دو ما را به سمت یک کار آموزشی مساله محور رهنمون کرد.

اولین محور و مسئله فاصله و شکاف سنگینی بود که بین مبانی تئوری برآمده از نگاه های انقلابی و دینی با میدان عملیات وجود داشت. ما اعتقادمان این است که مبانی خیلی مستحکم و قوی داریم ولی متاسفانه تا محیط میدان و جامعه امتداد پیدا نکرده است.

پس یکی از مهمترین دغدغه ها همین فاصله بود. اینکه مبانی فکری فلسفی و نگاه های تئوریک باید امتداد پیدا کند به جامعه و حوزه نظام سازی.

بنای موسسه طلوع بر این بود که نخبگان انقلابی که هرکدام در عرصه های تخصصی دستی بر مبنا دارند را درگیر مساله میدان کنیم.

پرورش انسان تمدنی موتور پیشران تمدن سازی

بحث دوم پرورش انسان تمدنی است. موتور پیشران هر تمدنی در یک کلمه پرورش انسان تمدنی بوده. ما و شما نمونه های موفق خلق ابرانسان های تمدنی را در دفاع مقدس دیده ایم. انسان هایی که علی رغم برتری های کمی و عددی و محاسباتی دشمن از بن دندان معتقد به فتح نهایی بودند و مسیر این فتح را خلاقیت جهادی و تکیه بر ساخت مدلهای مردمی جنگیدن برآمده از مبانی دینی می دیدند. چنین انسان هایی با اراده و عزم فوق العاده جدی و غیر قابل تصور و به تعبیر آقا افسانه وار آنچنان به مبانی خودشان اعتقاد دارند که در محیط میدان خالق الگوها و مدلهایی می شوند که تمام مدلهای غربی را به چالش می کشد و بر هر چه مانع و فشار و سختی غلبه می کنند.

این انسان تمدنی واجد یک سری ویژگی هاست. اولینش این است هم دستی بر مبنا و هم دستی بر میدان دارد، حرکت در مسیر پرورش این انسان خیلی با ارزش و مهم و راهبردی است.

آموزش مساله محور در دو حوزه اندیشه و مهارت

یک جمله ای حضرت آقا داشتند با این مضمون که دانشجویان و جوانان ارتباط خود را با اساتید ارزشی و برجسته انقلابی تعمیق بخشند. ما اساتید مسلط به مبانی را باید درگیر مساله میدان و دانشجویان را درگیر مبانی و راه حل برآمده از آن میکردیم.

آموزش مساله محور پاسخ و قالبی بود برای حصول این اهداف. پیش فرض آموزش مساله محور این بود که ما می خواهیم مبانی را امتداد بدهیم تا محیط میدان و جامعه. خب این یک سبک آموزش جدید بود. با یک چنین نگاهی و با این رویکرد که ما بچه ها را درگیر مساله میدان کنیم، کار را شروع کردیم.

در مسیر مهمترین نکته ای که داشتیم این بود که نیروهایی که درگیر مساله مبنایی و مدل اجرایی و مساله کف میدان می شدند و می خواستند بین این دو خطی را ترسیم و امتدادی را نگاشت کنند، نیاز داشتند که مجهز به یک سری مهارت ها هم باشند. با یک چنین رویکردی اولین مهارتی که لازم بود یک انسان تمدن ساز داشته باشد در حوزه بلاغت و ارتباط با مردم برای گفتمان سازی است. پس، کنار مباحث اندیشه ای مرتبط با میدان و مساله محور، مهارت های مرتبط با دوره های گفتمانی، فعالیت های کار عمومی در جامعه، کار رسانه ای و فعالیت هایی از این دست را در چهارچوب فکری موسسه مد نظر قرار دادیم.

پس در حوزه آموزش تاکنون در دو محور حرکت کردیم.

یک محور آموزش های اندیشه ای مساله محور که مبنا را به میدان پیوند بزند

و دوم فعالیت های آموزشی مهارتی که نیروهای انقلابی را در گفتمان سازی و جهاد کبیر توانمند کند.

در ابتدا حلقه اصلی تشکیل دهنده موسسه چه کسانی بوده اند؟ در این مدت چند ساله کسی به اعضا و هیات مدیره اضافه شده؟

در حوزه محتوایی آقای یامین پور فرد محوری کار بودند. آقای دکتر معاف و آقای دکتر اسماعیلی هم به عنوان هیات مدیره موسسه حضور داشتند. در اوایل کار آقای محمد حسن روزی طلب، آقای شیخ علی جعفری، آقای محمد سرشار، آقای محسن منصوری، آقای محمد حسین ساعی، آقای علی نادری هم کمک کردند که این فکر شکل بگیرد و به زمین بنشیند. این بزرگواران جوان های نسل سومی اند که راهبردهای محتوایی را مشخص می کردند.

در حوزه اجرایی بیشتر بچه های نسل بعدی آمدند. بچه هایی که بالاخره یک محیط و میدان جدیدی را احساس میکردند. مدیریت مجموعه و تمام عزیزانی هم که دست اندرکار بودند به بچه هایی که در دوره دانشجویی بودند اعتماد کردند. شاید بتوان گفت محوری ترین عناصر این کار آقای ابدی و آقای خسروی و آقای قلی بیگ بودندکه حضورشان کمک جدی به پیاده سازی این مباحث کرد.

بعد دوستان دیگر آقای رجبی و احسانفر و داوری و  مقطعی هم آقای رزاقی و خیلی دیگر از بچه های نسل چهارم کمک کردند. نیروهای جوانی که اکثرا دانشجو بودند و تاکید مجموعه براین بود که سراغ نسل سومی ها در پیاده سازی این کار نرویم و سراغ نسل بعدی ها برویم تا ایده ها و فکر های خلاقانه به کار بیاید و این بچه ها هم الحمدلله خوب آمدند و خوب کار کردند.

آیا جامعه هدف شما فقط عناصر انقلابی و حزب اللهی هستند؟

پیگیری توامان دو راهبرد غنی سازی و اجتماعی سازی

ما در مسیر حرکت موسسه دو راهبرد اساسی را پیگیری کردیم غنی سازی و اجتماعی سازی توامان.

راهبرد غنی سازی بدین معناست که تمرکز و اولویت اولیه مجموعه توانمندسازی نیروها از طریق آموزش و بحث های گفتمانی، اندیشه ای و مهارتی است که این فعالیت ها متمرکز بر روی جامعه مخاطب انقلابی و بچه های حزب اللهی است.

تلاشمان این بوده وقتی بحث توانمندسازی و پرورش انسان تمدنی است، خیلی محکم روی هسته اصلی و هسته سخت انقلاب که جوانهای انقلابی هستند وقت بگذاریم و کار کنیم.

راهبرد دوم ما اجتماعی سازی فعالیت های جریان حزب اللهی به قدر توان مان است. این افراد از روزی که به موسسه می‌آیند باید یک رسالتی داشته باشند. مسیر توانمند شدن و خودسازی در بحث تمدن سازی از مسیر فردی و شخصی نمی گذرد. باید از روز اول که حرف ها را میشنوند به فکر حل مسائل اجتماعی و فعالیت های اجتماعی باشند که آنجا دیگر مخاطب عمومی و قشر خاکستری جامعه است. نمونه هایی از فعالیت های اجتماعی داشتیم. از سه شنبه های مهدوی و خیرینه تا فعالیت های مختلف در حوزه شبکه های اجتماعی، کمپین ها و … .

حوزه های فعالیت موسسه فقط در زمینه آموزش است یا در حوزه های دیگری نیز فعال بوده است؟

همانطور که عرض شد راهبرد اول توانمند کردن و غنی سازی بچه های انقلابی بود. راهبرد دوم هم اجتماعی سازی و استفاده از نیروهای توانمند در دل جامعه برای حل مساله های مردم.

راه اندازی باشگاههای تخصصی برای تحقق راهبرد اجتماعی سازی

وقتی کار آموزش جلو رفت و با اقبال عمومی مواجه شد از همان ابتدای سال دوم راهبرد اجتماعی سازی با راه اندازی باشگاههای تخصصی طلوع در دستور کار مجموعه قرار گرفت.

باشگاه کوهنوردان طلوع باشگاه فیلمنامه نویسان باشگاه بانوان باشگاه شعر باشگاه طنز باشگاه کتاب خوانی باشگاه فعالان مجازی و … همه در مدت کوتاهی شکل گرفت.

در این باشگاه ها اولویت اصلی این بود که در ابتدا شبکه سازی بچه های انقلابی به شکل تخصصی صورت بگیرد تا در عملیات های مشترک بصورت جمعی  در کف میدان با مردم بتوانند فعالیت های اجتماعی را دنبال کنند.

در حوزه فعالیت های اجتماعی موسسه طلوع چند نمونه را خدمتتان عرض میکنم.

شهید شیرازی و راه اندازی حرکت کم نظیر سه شنبه ها مهدوی

روزی که شهدای بزرگوار شیرازی و حسینی سه شنبه های مهدوی را در چهارراه ولیعصر شروع کردند، آرزویشان این بود که ما بعد از پنج سال برسیم به سیصد نقطه در کشور.

دغدغه اصلی این عزیزان کاهش فاصله بین نیروهای انقلابی با توده های مردم بود و جوابشان این بود که ما باید خادم مردم بوده و در سختی ها و مسائل شان کنارشان باشیم و مردم، جوان های انقلابی را باید در حال خدمت گذاری به خود ببینند.

پیشنهاد بسیار ساده ولی خلاقانه و جذابی را دادند. در میادین اصلی شهر بنام امام زمان (عج) و قسمتی از وقت، مال و تخصص خود را نذر سلامتی حضرت نموده و آن را در راه خدمت بدون مزد به مردم صرف کنیم.

یک نفر بلد است واکس بزند یک نفر آرایشگری کند یکی مشاوره بلد است یکی ویزیت پزشکی رایگان می کند و …. همه هر چه دارند به خدمت مردم بیاورند که این کار از روز اول با استقبال عجیب مردم مواجه شد.

شهید شیرازی و چند نفر محدود از دوستان تا هفته دوازدهم در چهارراه ولیعصر این کار را انجام میداند. کار طاقت فرسایی هم هست چون هر هفته هست و مناسبتی نیست. بدون اینکه مسافرت بروند کار را با تداوم انجام دادند.

 

راه اندازی سه شنبه های مهدوی در ۱۷۰۰ میدان اصلی شهر به برکت خون شهید شیرازی

هفته 12 ام ایشان در اردوی جهادی شهید شدند. بچه های جهادی، هفته بعدش برای بزرگداشت این شهید در 500 نقطه کشور همگی با هم این کار را انجام دادند.

الان 1700 میدان اصلی از نقاط شهری این پروژه توسط گروههای خودجوش مردمی در حال اجرا است. در دانشگاه ها در مدارس و … تازه اینها مواردی هست که ما میدانیم. الان بچه ها دنبال ارتقاء کار هستند. نو به نو فکر میکنند. کاری که اصلا اسم طلوع را نیاوردیم تا هرکسی با موسسه یا مجموعه خودش بیاد این کار را انجام دهد.

یک نکته خنده دار هم لازمه گفته بشود اینکه شهید شیرازی که چون موسس این کار بود، بعضی از این نهادهای سیاسی امنیتی اعلام کردند این کار برای مجموعه سید صادق شیرازی هاست و جلوی این کار را داشتند میگرفتند در کشور. نشان از عمق تحلیل دوستان دارد.

مجموعه خیرینه هم که در نوع خودش سعی کرده در مناطق محروم کشور خدمات اجتماعی دهد و البته فعالیت های کارآفرینی و اشتغالزایی را در دستور کار دارد.

پویش پیامی آورده اند شهدای غواص

در عرصه اجتماعی بچه ها فعالیت های عمده دیگری را نیز رقم زده اند بعنوان مثال در حوزه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی شبکه بزرگی از مخاطبان را شکل دادند، اگر اشتباه نکنم عددی نزدیک به یک میلیون در صفحات و شبکه های مختلف مخاطب دارند. من بخواهم گل کار بچه ها را دراین حوزه ذکر کنم بحث کمپین پیامی آورده اند را میگویم که برای شهدای غواص بود. هر چند آن کار، کار یک مجموعه خاص نبود و همه با هم آمدند پای کار، اما اجرای کمپین توسط بچه های طلوع انجام شد که از همه چهره ها وافراد مختلف مورد احترام مردم دستنوشته ای میگرفتند که فکر میکنید شهدای غواص چه پیامی را برای مردم دارند. مشارکت و موج خوبی ایجاد کرد که همه اقشار درگیر این بحث شدند.

خادمی زائران اربعین در مرز مهران

چند سال است دوستان طلوع به عنوان خادم برای پخت غذا برای زائرین اربعین به آشپزخانه مهران اعزام می شوند، طیف گسترده ای از بچه ها برای چنین کار طاقت فرسا و سنگینی وارد می شوند. در شرایطی که همه از مقابلشان رد می شوند و کربلا میروند اینها جمعیت انبوه زائران را می بینند و در پشت مرزها و به دور از دوربین ها و توجهات دیگران 15 روز کار سنگین آشپزی را در سه شیفت روزی انجام می دهند. در عرصه های دیگر هم هر جایی که نیاز داشتیم همین نیروی متمرکز در این باشگاه ها که سامان یافته بودند و دور هم جمع شده بودند با هم عملیات تعریف می کردند.

موسسه خط فکری و سیاسی خاصی را دنبال می کند آیا فعالیت خاصی در این حوزه انجام داده اید؟

اگر سیاست دفاع از مرزهای فکری و حریم ولایت باشد در وسط میدان سیاست ایستاده ایم

هیچ کنشی در منظومه حرکت انقلاب اسلامی نمیتواند بدون سمت و سو و جهت سیاسی باشد. ما همه فعالیت هایمان جهت سیاسی دارد اگر سیاست را به معنای تقویت انقلاب، به معنای مبارزه با افکار مرتبط با الگوها و نظریات توسعه غربی و به معنای مبارزه با فکر ها و اندیشه آدمهایی که مروج الگوهای غربی در کشور هستند، بدانیم.

حتما یک خط مرز سیاسی سنگین در حوزه فکری و اندیشه ای وجود دارد. به معنای دفاع از انقلاب، اندیشه انقلابی، اندیشه ولایت فقیه و تمدن سازی.

تلاش مان این بوده که هرجا قرار بوده اتفاقی در حوزه های راهبردی رقم بخورد، موسسه وارد شود و روشنگری فکری و اندیشه ای و میدانی بکند به حد بضاعت خود.

پرهیز از ورود مصداقی به انتخابات ها

ولی اگر منظورتان از سیاست ورود مصداقی به انتخابات است، ما همیشه سیاستمان بر این بوده که در فضای انتخاباتی موسسه طلوع را به هیچ عنوان درگیر حمایت از لیست خاصی یا درگیر اطلاعیه و بیانیه و یا فعالیت انتخاباتی با نام و اعتبار موسسه طلوع نکنیم. در واقع خواستیم گفتمان را تشریح کنیم و انتخاب مصادیق را به مردم واگذار کنیم.

البته به دوستان و مخاطبان موسسه همیشه توصیه میکنیم که نسبت به سرنوشت کشور بی تفاوت نباشند و خارج از موسسه طلوع و بدون بهره برداری از عنوان موسسه بصورت شخصی حتما برای رای آوری مصادیق انقلابی تلاش کنند.

گفتمان جوانگرایی و جوان سازی حکمرانی راهبردی که چهار سال پیش مبنای تاسیس قرارگاه اعزام سخنران عمار شد

کار راهبردی و متفاوتی که بچه ها در این حوزه انجام دادند بحث راه اندازی قرارگاه اعزام سخنران عمار است. این هم یکی از کارهای راهبردی موفق موسسه طلوع بود.

نزدیک به 4 سال پیش به این جمع بندی رسیدیم که ما باید نسل جدیدی از جوانان متخصص را به جامعه معرفی کنیم.

نسلی که بتواند با نگاه و زبان علمی به مسائل بنگرد و با ادبیاتی جدید با مردم صحبت کند، حرف هایی ناظر به مساله و حل مساله، حرف هایی جدید ناظر به آینده و پیشرفت کشور بزند نه حرف های کلی و شعاری و احساسی.

گذار از نخبگان شورآفرین بسمت نخبگان جوان تخصصی

گذار از نخبگان موج آفرین و شورآفرین بسمت نخبگان جوان متخصصی که اندیشه ها و حرف هایی کاملا منطبق بر مساله ها با راهکارهای عملیاتی در حوزه تخصصی با اتکا بر مفهوم الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی برای جامعه دارند.

خب در آن مقطع شبکه اعزام اساتید عمار که حقا مجموعه پرتوان و راهبردی بود با حمایت جبهه فرهنگی انقلاب و پشتیبانی خاتم شکل گرفت. خیلی ها میگفتند با عدم بکارگیری چهره های گفتمانی مشهور و محبوب این کار توفیقی نخواهد داشت و سر همین قضیه خیلی از دوستان به ما خورده میگرفتند.

آرزوهایی دست نیافتنی که این روزها محقق شده

یکی از آرزوهایمان در آن مقطع این بود بتوانیم ویترینی از 500 نفر از جوانان در حوزه های تخصصی را به مردم معرفی کنیم که هم خیلی تخصصی حرف میزنند و هم دیگر شعارگونه نطق نمی کنند و هم حرف هایی که میزنند خیلی به محیط میدان نزدیک است و یک کل به هم پیوسته و سیستماتیک را تصویر می کند و هم انقلابی تر از نسل های قبلی هستند.

با رجوع به کلام و اندیشه رهبری آن مقطع میفهمیدیم راه بازگشت به مسیر پیشرفت و رفع انسداد شکل گرفته در ارکان مدیریتی کشور بحث توجه به ضرورت تحول نسلی و گفتمان جوان سازی سیستم مدیریت کشور یا به عبارتی جوان سازی حکمرانی است و خدا را شاکریم هر چند توان مان کم بود و تاثیر زیادی نداشتیم ولی راهبردی که آن روزها از طرف دوستان تمسخر میشد یا به سطح سیاست بازی های مصداقی برچسب می خورد این روزها با تاکیدات ویژه رهبری به یک گفتمان عمومی تبدیل شده است و امروز هم که دیگر جوانگرایی، تحول نسلی، جوان سازی اندیشه ها، سیستم ها و مدیریت ها سکه رایج شده است.

یکمقدار راجع به ساختار داخلی مجموعه صحبت کنیم . ویژگی های منحصر به فرد ساختارهای داخلی موسسه را چه چیزی می دانید ؟

تلاش دوستان در موسسه این بوده که ساختارهای مجموعه کارآمد و نوآورانه باشد.

ساختار منطبق بر فناوری های نوین

بهره گیری از فناوری های نوین و خلاقانه مهمترین مزیت موسسه طلوع بوده است. سال ۹۲ خیلی تراکنش های اینترنتی بانکی معمول نبود ولی ما مدل خود را به جای مدلهای سنتی علی رغم علم به ریزش تعداد زیادی مخاطب روی مدل های جدید پیاده نمودیم. بعضی از کارها را بخاطر حضور نیروهای جوان و خلاق در مجموعه، کارهایی که نیاز بوده 10 نفر انجام بدهند، بدلیل آی تی بیس تعریف کردن مجموعه، بدون دخالت یک عنصر انسانی انجام میشود.

حاکمیت راهبرد مشتری مداری در همه ارکان موسسه

نکته بعد اینکه سبک مدیریت موسسه از روز اول سبک مشتری مداری و مخاطب مداری بوده یعنی به تعبیر دیگر: اهمیت جدی به نظر مخاطب.

برای تحقق این راهبرد ما از روز اول یک درگاه ورودی سهل الوصول در شبکه های اجتماعی را انتخاب کردیم و گفتیم این درگاه دست شخص خود مدیرعامل است. هر گونه انتقاد و پیشنهادی دارید به ما بدهید و هر دوره ای مدنظرتان است را معرفی نمایید.

از ترم سوم و چهارم به بعد اکثر دوره های پیشنهادی را خود مخاطبین به ما میدادند. مخاطب ها شدند اتاق های فکر ما و به خاطر همین خیلی از موفقیت ها شکل گرفت. من خودم بعضی وقت ها در روز 5 الی 6 ساعت درگیر جواب دادن به تک تک مخاطبین بودم و نظراتشان و حرف هایشان را میشنیدم. ما بهترین مشاورهایمان، مخاطبین مان هستند.

مزیت دیگر این مسئله این بود که من مطلع ترین فرد در موسسه بودم. بیشترین ایراد ها و رفع اشکال ها را ما از مخاطبین میگرفتیم.

ساختار منعطف منطبق بر تحولات محیطی

نکته بعدی این است که ساختار داخلی منعطف و پویا بوده و متناسب با تحولات محیطی سریع خود را بازآفرینی می کند و نسبت به مساله هایی که در جامعه بوجود می آید با نگاهی باز به استقبال تحول ساختاری می رود.

مثلا بعد از صدور نامه حضرت آقا به جوان های کشورهای غربی، دیدیم نیروهای انقلابی توان و سامان مناسبی در این حوزه ندارند.

آنجا بود که بسرعت در حوزه آموزش زبان تبلیغی ورود کردیم .

روز اولی که اساتید دانشگاه را برای تهیه مدل جدید آموزش زبان جمع کردیم گفتند ۵ سال زمان و چند میلیارد بودجه می خواهد. خدا کمک کرد و ظرف کمتر از نه ماه و با هزینه ای بسیار کمتر از برآوردها سبکی جدید با محتوایی تبلیغی ویژه طراحی شد که با بالاترین سرعت افراد را ظرف یکسال مسلط به مکالمه می نماید.

بخاطر این راهبرد پاسخ به نیاز زمانه و پاسخ به مسائل مبتلا به جامعه بصورت راهبردی، موسسه روز به روز نو به نو شده. قسمت زبان انگلیسی، زبان عربی و زبان عبری تعداد زیادی دانش آموخته هایی داریم که با نگاه انقلابی آمدند و الان در جاهای مختلف مشغول به فعالیت تخصصی و کمک به نظام هستند.

راهبرد توجه به آموزش مجازی برای پوشش حداکثری مخاطبان

یکی از تفاوتهای ساختاری دیگر موسسه توجه به مخاطبان در سراسر کشور با رویکرد آموزش مجازی در موسسه بود که بسیار در توسعه فعالیتها و تامین مالی موسسه موثر بوده است.

ما از ابتدای شروع کار با اتخاذ راهبردی توجه به مخاطبان استان ها و شهرستان ها را مد نظر قرار دادیم. این موضوع در ابتدا فقط از طریق فایل های صوتی کلاس صورت می گرفت و امکان ارتباط مخاطبین استانی و اساتید از این طریق فراهم بود ولی الحمدلله درحال حاضر بچه ها بسته های آموزش مجازی بام را فراهم آوردند که خب در نوع خود بسیار باکیفیت و بی نظیر است. تا الان بیش از 1400 دوره برگزار شده و جامعه دانش پژوهان موسسه طلوع به عدد بینظیر 30000 نفر رسیده است.

گریز از حاکمیت ساختار کارمندی با اتخاذ راهبرد سیستم اداری جهادی

ویژگی دیگر تمایز ساختاری موسسه سیستم اداری متفاوت مجموعه است. ما پرهیز جدی داریم از تفوق نگاه بروکراتیک بویژه در حوزه برخورد با منابع انسانی.

مثلا ما هیچ گاه در مجموعه ساعت زنی نداریم و میزان پرداختها بر اساس میزان ساعت حضور افراد نیست و از شیوه های کنترلی شکلی نیروی انسانی بشدت پرهیز داریم. بسیاری از اوقات به نیروهایی که ماهها برایشان مشکلی شخصی بوجود آمده حقوق پرداخت شده و در عوض افراد درصد بالایی از فعالیت هایی که انجام می دهند بصورت داوطلبانه و بدون تغییری در دریافتی هایشان انجام می شود.

مدیرعامل مجموعه اتاق و یا حتی یک میز مجزا برای خود ندارد و نوع جدیدی از تقسیم کار مشارکتی در حوزه نظر و عمل در حوزه های تخصصی اعمال شده که همواره روح جهادی و تعاون بین نیروها تقویت شود و سازمان بسمت نگاه کارمندی حرکت نکند.

یک موسسه بدون حمایت مالی هفت سال به حیات خود ادامه داده مباحث مالی موسسه چگونه تامین می شود؟

خب ما مجموعه ای مردمی بودیم و از هیج جا بودجه ای نداشتیم. روایت این خودکفایی و استمرار کار خود بحث مفصلی را میطلبد.

ابتدا باید مختصات موسسه را خدمتتان عرض کنم. این موسسه در حوزه آموزش شروع کرده، خب کار در حوزه آموزش آن هم در مباحث گفتمانی خیلی سخت است.

کار در حوزه آموزش با بچه های حزب اللهی سخت تر هم هست. چون اکثرا هم اهل مطالعه هستند و هم یک نوع اجتهاد درونی در بچه ها وجود دارد. یعنی احساس میکنند در خیلی از حوزه ها حرف برای گفتن دارند و خیلی سخت زانوی شاگردی در محضر اساتید میزنند.

در نظر بگیرید که ما هم یک مجموعه ای هستیم که آموزش هایمان هیچ گونه ارتقای مالی و یا شغلی را برای بچه ها در سازمان ها و ارگانهای محل خدمتشان ایجاد نمیکند.

نکته بعدی اینکه ما تازه از مخاطبان هزینه هم میگیریم. یعنی اینکه یک موسسه ای توانسته در طول 6 الی 7 سال با همه فشارهایی که روی جامعه هست با منابع مردمی چرخش را بچرخاند، خودش فی نفسه یک موفقیت بزرگی است.

ما در اقتصاد فرهنگ موسساتی که بتوانند خودکفا بمانند مخصوصا حوزه هایی که یک مقدار به فضای بازار و خدمات هم نزدیک تر هست، کم داریم چه برسد به موسسه آموزشی که کار سخت تر هم هست. این که مجموعه خودش خودکفاست خیلی مهم و با ارزش است. در واقع نیازمند یک کار عمیق مطالعاتی است که چگونه این اتفاق افتاده به همت زحمات بچه ها.

 

شما و اعضای هیات موسس روزهای ابتدایی شروع کار، فکر می کردید که چنین بخش هایی به موسسه افزوده شود؟ آن هم به این گستردگی و به این عریض و طویلی؟

اولا همه آنچه گفته شد از جهت تبیین برای مخاطبان بود وگرنه باید گفت هذا من فضل ربی و واقعا هیچ کدام از این موفقیت ها ارتباطی با توان ما نداشت.

این را هم بگویم من اینجا هم که الان بچه ها هستند هنوز راضی نیستم یعنی حس میکنم که ما باید خیلی کارهای بزرگتری بکنیم. خدا باید کمک کند بارهای بزرگتری را از دوش آقا و مجموعه هایی که برای این جبهه میجنگند، برداریم. هرچند تمام این کارهایی که تا الان در حوزه های مختلف شده را توفیقی میدانم. جای شکر دارد که خدا به این کارها و به نگاه های بچه ها توجه کرده و این بچه هایی که الان اینجا جمع شدند توانشان خیلی بیش از این است.

برای آینده چه برنامه هایی دارید و برای دیگر گروه ها که قصد شروع دارند، چه برنامه و چه توصیه ای دارید؟

بله قطعا برای آینده برنامه های جدی داریم.

اولین برنامه عبارت است از اینکه شعبات آموزش زبان موسسه باید در مجموعه ها و شهرهای دیگر نیز توسعه پیدا کند.

دومین برنامه عبارت است از اینکه که ما یک پیوند جدی با تلویزیون باید داشته باشیم که بچه ها دارند این موضوع را پیگیری می کنند.

سومین برنامه عبارت است از اینکه طلوع باید یک پلتفرم بزرگ مجازی در حوزه های آموزش و محتوا را در دست بگیرد.

اولویت چهارم برنامه ها و یکی از حوزه هایی که طلوع خیلی خوب جلو رفته فریلنسرینگ هست در حقیقت کسب درآمدهای ارزی از طریق بستر اینترنت. در این شرایطی که بحث اقتصاد مقاومتی و تحریم هاست، ورود ارز به کشور یک جهاد بزرگ و مهم است. ما پیش روی خودمان کشور پاکستان و هند را داریم که دارند میلیون ها دلار از حوزه فریلنس ارز وارد کشورشان میکنند. یک غفلت بزرگی در این حوزه شده توسط مسولین چه در بحث فناوری ارتباطات کشور و چه در مجموعه های انقلابی. متاسفانه وزارت ارتباطات هم با پرداختن به کارهای سطحی، بدترین ضربه ها را در فرصت سوزی برای حضور خیل عظیم جوانان متخصص ایرانی در بازارهای جهانی حوزه اینترنت زده است.

موسسه طلوع آمده در این زمینه پیشگام شده و یک تیم متخصص و توانمند مستقر کرده در این حوزه که فکر میکنم حوزه ای هست که ان شاالله به زودی خبرهای خوبی را خواهیم شنید. ظرفیتش هست که چند هزار نفر را درگیر این حوزه کرده و عددهای بزرگی را نصیب کشور کند.

این چند حوزه اگر در دستور کار طلوع قرار گیرد، اتفاق بزرگی را رقم میزند .

مجموعه های دیگر هم اگر بخواهند کاری را راه بیندازند، حتما بیایند یک مطالعه کامل در حوزه مدیریتی و ساختار اداری و نوع نگاه تحولی که در مجموعه و تک تک اعضایش هست را انجام دهند. ما هم تا جایی که در توانمان باشد به انتقال دانش و تجربه در این حوزه کمک خواهیم کرد.

واقعا حوزه فعالیت در زمینه های گفتمانی، آموزشی و اجتماعی خیلی حوزه سختی هست. بودند مجموعه هایی که با بودجه های کلان راه اندازی شدند ولی بعد نتوانستند جلو بروند.

موسسه طلوع هم واقعا با روی باز از بچه های استانها و شهرستانها استقبال می کند که بیایند و یک انتقال فناوری صورت بگیرد. ما خیلی استقبال میکنیم یک روزی طلوع بتواند در شهرستانها نیز فعال شود.

و در نهایت از خدا استمداد داریم همچنان توفیق انجام عمل موثر به تکالیف را به ما بدهد و مدد میخواهیم که به اندازه توانمان به اندازه یک مجموعه مردمی بتوانیم اولا پیشرو باشیم و ثانیا مساله های جامعه را خوب درک کنیم و در نهایت اینکه مدل خلاقانه و مردمی را روی میز بگذاریم

من از همه دوستان و مخاطبان بخاطر زحمات و و همراهی هایی که داشتند نهایت تشکر را می کنم و از تک تک آنها التماس دعا دارم.

 

 

 

 

.

 

نویسنده :

مصطفی رجبی
تعداد مطالب : 1

ارسال دیدگاه

آرشیو نشریه

قالب مجله حرف نو @1398

طراحی سایت ف.ا ام البنین (س)
رفتن به بالا